این فیلم برای من بسیار تأثیرگذار و تأملبرانگیز بود؛ فیلمی که ما رو با بخشی از زندگی روبهرو میکنه که شاید تا وقتی خودمان یا نزدیکانمان درگیرش نشده باشیم، دیدن و شنیدنش برایمان غریب باشد: دشواریهای سالمندی و مراقبت از کسانی که به حمایت بیشتری نیاز دارند، بهویژه افراد مبتلا به آلزایمر و زوال عقل پیشرفته.
به نظرم فیلم به خوبی نشان میده تصمیمگیری در چنین شرایطی چقدر پیچیده است. پای سلامت و امنیت یه عزیز در میان هست، اما در کنار آن، احساسات، شأن و خواستههای خود او، همسر و مسئولیت اطرافیانش هم اهمیت دارند. شاید هنگام تماشای فیلم بیشتر از همه آماندا و تصمیمهایش رو قضاوت کنیم؛ شاید حتی خودمون رو جای او بگذاریم و از خودمان بپرسیم اگر در چنین موقعیتی بودیم، چه میکردیم. اما فیلم برای من پاسخ سادهای نداشت؛ بیشتر ما رو وادار میکنه با دشواری پرسش بمانیم و حتی جمع بندی این روایت را در ذهنمان داشته باشیم که اگر در مواجهاش قرار گرفتیم حداقل به عنوان یک تجربه به تصویر کشیده شده در خاطرمان بماند که از اشتباهات خودمان جلوگیری کنیم.
البته تماشای فیلم دوباره به من یادآوری کرد که سالمندی فقط یه مرحله طبیعی از زندگی نیست؛ گاهی دورهایست که هم فرد و هم خانوادهاش به مراقبت، حمایت و تصمیمهای دشوار نیاز پیدا میکنند و جای متخصصان حوزه سالمندان اینجا پررنگتر میشه و مثل همیشه، از دقت و حساسیتی که خدمات اجتماعی دولت بریتانیا در چنین موقعیتهایی نشان میده بسیار لذت بردم.
فیلم با اینکه لحظات تلخ، کشدار و شاید ناراحت کنندهای داشت اما تا انتها ما رو با خودش همراه میکنه که بفهمیم که هر کدوم از ما مثل آماندا میتونیم اشتباه قضاوت کنیم.
امتیازم ۷ از ۱۰، و اگر در اطرافتان سالمند و یا فرد آلزایمری دارید دیدنش رو حتما پیشنهاد میکنم.
Nabat
قشنگه ولی بسیار تأثر برانگیز
کاش برای آلزایمر دارو و درمان پیدا میشد.