از زمانی که یک طوفان زمستانی سخت جان مادر گردا را گرفت، او و پدرش با اندوه به اداره هتل دورافتادهای که خانهشان مینامند ادامه دادهاند. در این تنهایی و انزوا، تنها دلخوشی گردا، کای، پیشخدمت خوشتیپ هتل است. یک شب مهمانی مرموز با نگاهی یخزده، پوشیده در پوست …